سخنران: حجتالاسلام سید محمدحسین راجی (مدیر اندیشکده راهبردی سعداء)
مقدمه و دعای آغازین
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم. رب اشرح لی صدری و یسر لی امری و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی.
ابتدا اعیاد شریف شعبانیه را خدمت همه شما بزرگواران تبریک عرض میکنم. انشاءالله خداوند عاقبت همه ما را بعد از عمری جهاد، ختم به شهادت در آغوش مولایمان صاحبالزمان (عج) قرار دهد. جهت تعجیل در فرج، صلواتی بر محمد و آل محمد بفرستید.
جهان در آستانه تغییری بزرگ: نظم نوین جهانی
همیشه جملهای را به شوخی تکرار میکردیم که «در شرایط حساس کنونی هستیم»، اما حقیقت این است که روزهای آینده از آن چیزی که تصور میکنیم بسیار حساستر است. در جنگ جهانی اول و دوم چه اتفاقی افتاد؟ تمام نظم عالم تغییر کرد. روزهای آینده، روزهایی شبیه به دوران جنگهای جهانی خواهد بود. در آن جنگها، یک حکومت بزرگ مانند عثمانی تجزیه شد و از سوی دیگر، آمریکایی که کسی روی آن حساب نمیکرد، به ابرقدرت دنیا تبدیل شد.
روزهای آینده سرنوشت ما را مشخص خواهد کرد؛ یا نابود و تجزیه خواهیم شد، یا به ابرقدرت دنیا تبدیل میشویم. ما دقیقا در چنین لحظات و شرایطی قرار داریم.
سوالی که مطرح است این است که آیا فضای ما و نیروهای انقلابی، این حس را دارند که اتفاق بزرگی در حال وقوع است؟ ما در یک سال اخیر، سختترین محاصرهها را در تمام موضوعات تجربه کردیم. اگر تمام تحریمهای اقتصادی ۴۶ سال گذشته را در یک کفه ترازو بگذاریم، تحریمهای اسفندماه سال گذشته تا کنون در کفه دیگر سنگینی میکند. طبق تحلیل تمام تحلیلگران، ما باید تورم حداقل ۱۰۰ درصدی را تجربه میکردیم؛ هرچند لطف خدا و اهلبیت (ع) همیشه یار ما بوده و خواهد بود. اما باید بدانیم مدل زندگی و جهاد امروز ما با سالهای گذشته زمین تا آسمان تفاوت دارد.
تحلیل استراتژی دشمن: از فشار حداکثری یک تا دو
در حوزه اقتصادی، ترامپ در دوره اول ریاست جمهوری خود طرحی را با عنوان «فشار حداکثری یک» تصویب کرد. هدف این طرح تمرکز بر نفت و پتروشیمی ایران بود تا فروش نفت ما به صفر برسد. به همین دلیل از برجام خارج شدند. وقایع سالهای ۹۷ و ۹۸ را به خاطر دارید. اما آنها در این طرح شکست خوردند. دشمن ما دشمن ضعیف و دستوپابستهای نیست و بهشدت قدرتمند است، اما جمهوری اسلامی نیز در مقابل بسیار قدرتمند عمل کرد.
طرح فشار حداکثری یک عملاً شکست خورد، زیرا قرار بود فروش نفت به صفر برسد اما ایران موفق شد تحریمها را دور بزند و نفت خود را بفروشد؛ هرچند با مشکلاتی نظیر تاخیر در دریافت پول یا تهاتر مواجه بودیم.
در اسفندماه گذشته، کنگره آمریکا طرح جدیدی را تصویب کرد که ترکیبی از دو طرح بود:
- فشار حداکثری دو
- حمایت حداکثری
جنگ ارزی: مسدودسازی مبادی ورودی دلار
آمریکاییها با تجربه شکست قبلی، متوجه شدند ایراد کار کجاست. آنها دیدند که اگرچه ایران تحریم نفتی شده و سیستم بانکی بسته است، اما ایران در منطقه نفوذ دارد و میتواند از صرافیهای کشورهای همسایه دلار وارد کند. یکی از مهمترین این مبادی، بازار بغداد بود.
قانون بازار بغداد به این صورت است که پول نفت عراق مستقیماً به عراق داده نمیشود، بلکه به صندوق ذخیره آمریکا میرود. عراق برای نیازهای خود به آمریکا نامه میزند و درخواست دلار میکند. آمریکا دلار را به صورت فیزیکی به بازار بغداد تزریق میکند. در طرح جدید، آمریکا مدعی شد که حدود ۸۰ درصد دلاری که در این بازار خریداری میشود توسط وابستگان ایران است.
از اسفندماه، آمریکا دو ماه به عراق فرصت داد تا بازار ارز خود را شفاف کند؛ یعنی دقیقاً مشخص شود مبدأ و مقصد هر دلار کجاست. با اجرای این طرح، آمریکا جلوی تمام تراکنشهایی که مقصدش برایشان روشن نبود و احتمال میدادند به ایران برسد را گرفت. فقط در یک بازه زمانی کوتاه، جلوی ورود ۹ میلیارد دلار به ایران گرفته شد.
همین اتفاق در بازار ترکیه، امارات، و در مرزهای شرقی (پاکستان و افغانستان) نیز رخ داد. هدف این بود که ایران نتواند حتی یک دلار وارد کشور کند.
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی شنبه (هفته قبل از اغتشاشات) فرمودند: «اینکه یک بازاری نداند ارزش پول ملی چگونه است و خسارت ببیند، چیز خیلی بدی است.» ایشان تلویحاً اشاره کردند که گرانی دلار و کاهش ارزش پول ملی کار دشمن و یک جنگ ارزی تمامعیار است.
ابعاد فشار حداکثری دو: حمایت از اپوزیسیون
بخش دیگر این طرح، فشار سیاسی و امنیتی بود. آمریکاییها میخواستند فشاری بیاورند که ایران تسلیم شود. این فشار دو بازوی اصلی داشت:
- فشار اقتصادی: که توضیح داده شد (بستن ورودیهای ارز).
- حمایت سیاسی: حمایت گسترده مالی کنگره آمریکا از اپوزیسیون رسمی.
استراتژی حمایت از اعتصابات: صندوق ذخیره ارزی برای آشوب
در کنار فشارهای ارزی، دشمن استراتژی دیگری را نیز پیاده کرد. کنگره آمریکا رسماً تصویب کرد که از «اپوزیسیون رسمی» حمایت مالی گسترده کند. اگرچه خودشان میدانند گزینههایی مانند رضا پهلوی توانایی اداره حکومت را ندارند و حتی بین آمریکا و اسرائیل بر سر آینده ایران اختلافنظر وجود دارد، اما برای ایجاد هماهنگی نیاز به یک چهره رسمی داشتند.
نکته مهمتر و خطرناکتر، ایجاد «صندوق حمایت از اعتصابات» ذیل خزانهداری آمریکا بود. هدف این صندوق چیست؟ آنها تمرکز خود را بر صنایع کلیدی مانند نفت، پتروشیمی، حملونقل (کامیونداران) و همچنین اصناف تأثیرگذار مثل معلمان و اساتید دانشگاه گذاشتند. پیامشان به این اقشار این است: «اعتصاب کنید؛ اگر حقوقتان قطع شد یا اخراج شدید، آمریکا حقوق شما را مادامالعمر پرداخت خواهد کرد.»
ما در دوران عجیب و پیچیدهای قرار داریم که ترکیبی از جنگ اقتصادی، سیاسی و جنگ روانی است.
توحش مدرن و جنگ فرهنگی
در این فتنه اخیر، شاهد سطح بیسابقهای از خشونت و توحش بودیم. دشمنان نشان دادند که اگر روزی بر این کشور مسلط شوند، به صغیر و کبیر رحم نخواهند کرد. بحث فقط تغییر نظام سیاسی نیست؛ بحث نابودی هویت و ایران است.
دیدید که چگونه قرآن را آتش زدند؟ مساجد را به آتش کشیدند؟ اینها جملات سادهای نیست. دشمن با صراحت میگوید هدف ما تبدیل اماکن مقدس به مراکز فساد است. طلبه را سر بریدند، پرستار و حافظ امنیت را زنده در آتش سوزاندند. در قضیه شهید آرمان علیوردی یا آن نیروی پلیسی که سر از تنش جدا کردند، اوج شقاوت را دیدید.
تروریست با گوشی مقتول به همسرش زنگ میزند و با افتخار خبر از جنایت میدهد، به طوری که همسر باردار آن شهید دچار شوک شده و فرزندش زودتر از موعد و با آسیب متولد میشود. آیا هنوز وقت آن نرسیده که به رگ غیرت ما بربخورد؟ چقدر باید جنایت کنند تا ما بیدار شویم؟
وظیفه حیاتی طلاب: جهاد تبیین فوری و قطعی
در چنین شرایطی که کشور درگیر جنگ احزاب است، وظیفه ما چیست؟ رهبر معظم انقلاب فرمودند: «جهاد تبیین یک فریضه قطعی و فوری است.»
در دوران پیش از انقلاب، امام خمینی (ره) سخنرانی میکردند و بیانیه میدادند، اما این بدنه حوزه و طلاب بودند که پیام امام را به گوش مردم در روستاها و شهرها میرساندند. امروز هم امام جامعه مدام در حال کد دادن و تبیین مسائل است؛ چه کسی باید این محتوا را به مردم برساند؟
متاسفانه در اوج این درگیریها، برخی مدارس و حوزهها تعطیل شدند. دقیقاً زمانی که باید در صحنه باشیم، عقب نشستیم. اکنون هزاران جوان و نوجوان در کانونهای اصلاح و تربیت و زندانها هستند که ذهنی پر از شبهه دارند. نه صدای صداوسیما به اینها میرسد و نه پای منبر ما مینشینند. چه کسی باید برود و با اینها صحبت کند؟ اینها بچههای همین آب و خاک هستند که ذهنشان توسط دشمن بمباران شده است.
مهندسی شبهات و لزوم پاسخگویی علمی
ما در رصد شبهات به آمار دقیقی رسیدهایم. در حال حاضر حدود ۲۵۰۰ شبهه اصلی علیه مبانی اسلام و انقلاب وجود دارد. از این تعداد، ۱۵۰ شبهه پر تکرار است و در روزهای اغتشاشات، تنها ۳۷ شبهه به عنوان سلاح اصلی دشمن استفاده میشد.
ما نمیتوانیم تکتک به ۲۵۰۰ شبهه پاسخ دهیم. راهکار چیست؟ باید مانند «علم اصول» در فقه، یک دستگاه و متدولوژی برای پاسخگویی ایجاد کنیم. تمام این شبهات در ۶ محور اصلی دستهبندی میشوند (مانند شبهات حوزه زنان، پهلوی، کارآمدی نظام، محور مقاومت و…).
اگر ما اصول پاسخگویی به این محورها را تبیین کنیم، با پاسخ به یک اصل، صدها شبهه فرعی خودبهخود حل میشوند. مثلاً ۳۳۰ شبهه فقط در مورد تطهیر پهلوی داریم؛ اگر ماهیت پهلوی درست تبیین شود، همه اینها رنگ میبازند.
شکست طرح «جنگ ۱۲ ساعته» و پروژه کشتهسازی
طرح دشمن برای ایران (که جفری ساکس و دیگران به آن اشاره کردهاند) این بود:
- صبح: ترور فرماندهان و دانشمندان.
- ظهر: بمباران مراکز حساس.
- بعدازظهر: کشاندن مردم به خیابانها برای جشن سقوط و اعلام پیروزی تا غروب.
چرا این طرح شکست خورد؟ چون مردم برخلاف محاسبات آنها، در حمایت از نظام ایستادند. وقتی طرح نظامی شکست خورد، آنها رو به «پروژه کشتهسازی» آوردند.
در تمام انقلابهای رنگی و حملات نظامی اخیر (لیبی، سوریه و…)، دشمن سه مرحله را طی میکند:
- همراه کردن افکار عمومی کشور خودش.
- همراه کردن افکار عمومی کشور هدف.
- همراه کردن افکار عمومی جهان.
کلیدواژه اصلی برای این کار همیشه «زنان» و «حقوق بشر» است. آنها نیاز دارند آمار کشتهها را بالا ببرند. عددی که رسانههایی مثل اینترنشنال پمپاژ میکنند (مثلاً ۳۰ یا ۵۰ هزار کشته) در راستای همین پروژه است تا مجوز مداخله بینالمللی صادر شود. در حالی که آمار واقعی شهدا و جانباختگان (شامل نیروهای امنیتی و مردم عادی) بسیار کمتر از این ادعاهاست و بسیاری از آنها توسط خود تروریستها کشته شدهاند.
خطای شناختی و داستان هواپیماهای جنگ جهانی (سوگیری بازماندگی)
یک مثال بسیار مهم برای فهم وضعیت امروز ما وجود دارد. در جنگ جهانی دوم، آمریکا متوجه شد ۴۰ درصد هواپیماهایش سقوط میکنند و برنمیگردند. کارشناسان را جمع کردند تا چارهای بیندیشند. آنها بدنه هواپیماهای بازگشته را بررسی کردند و دیدند بیشترین گلولهها به «بالها» اصابت کرده است. نتیجه گرفتند که باید بالها را زرهپوش و تقویت کنند.
اما این کار نتیجه عکس داد؛ هواپیماها سنگین شدند و تعداد سقوطها به ۶۰ درصد رسید.
یک ریاضیدان باهوش گفت: شما اشتباه کردید! هواپیمایی که گلوله به بالش خورده و توانسته برگردد، یعنی بال نقطه حساس و حیاتی نبوده است. شما باید جایی را تقویت کنید که در هواپیماهای بازگشته سالم است (یعنی موتور و کابین خلبان)؛ زیرا آنهایی که به موتورشان شلیک شده، اصلاً برنگشتهاند که شما ببینید.
تطبیق با وضعیت ایران:
امروز دشمن کجا را میزند؟ دشمن دقیقاً نقاط قوت ما را هدف گرفته و آنها را به عنوان نقطه ضعف معرفی میکند:
- توان موشکی و منطقهای: چون باعث اقتدار ماست، میگویند اینها هزینه اضافی است.
- مسئله زنان: با اینکه جمهوری اسلامی بزرگترین خدمت را به رشد زنان کرده (رشد عجیب پزشکان زن، اساتید دانشگاه و ورزشکاران)، دشمن دقیقاً روی همین نقطه دست میگذارد و ایران را ضد زن معرفی میکند.
ما در «جنگ روایتها» دچار خطای محاسباتی نشویم. هر جا دشمن بیشتر جیغ میزند و میکوبد، بدانید آنجا نقطه قوت ماست که آنها را به درد آورده است.
جعبه سیاه پهلوی: معرفی منابع مطالعاتی مستند
برای پاسخگویی به شبهات، ما نیاز به “تولید محتوا” و “سلاح” داریم. در حوزه پهلوی حدود ۳۳۰ شبهه اصلی وجود دارد. برای پاسخ به اینها، سه کتاب کلیدی تدوین شده است:
- خودِ خدا (درباره رضاخان)
- خدازاده (درباره محمدرضا پهلوی)
- جعبه سیاه (خاطرات اسدالله علم)
برای نگارش این کتابها زحمات بسیاری کشیده شده است. حدود ۱۲۳۰ کتاب خارجی که اکثر آنها ترجمه نشده بودند، بررسی و پالایش شدند. از میان دهها هزار داستان استخراج شده، بهترین و مستندترین آنها انتخاب شدند.
به عنوان مثال، در کتاب «در درون آسیا» اثر جان گانتر (نوشته شده در سال ۱۹۳۹ میلادی/۱۳۱۸ شمسی)، داستانی نقل شده که ترجمه نشده بود. ما نسخه اصلی را از کتابخانه لندن پیدا کردیم. نویسنده میگوید: «با رضا شاه به شمال میرفتیم. او تمام شهرها و روستاهای مسیر را به نام خود زده بود. به هر شهر یا روستایی که میرسیدیم، اولین دستور این بود: تمام سگها را بکشید! مبادا صدای زوزه آنها خواب اعلیحضرت را پریشان کند.»
کتاب «جعبه سیاه» نیز بر اساس ۷ جلد خاطرات علم تدوین شده است. ویژگی منحصر به فرد این کتاب این است که در یک سمت صفحه، تصویر متن اصلی کتاب (انگلیسی یا فارسی قدیم) و در سمت دیگر متن تایپ شده قرار دارد تا راه هرگونه انکار را بر دشمن ببندد.
منطق پیشرفت: صعود چهل ساله (۱ و ۲)
ما دو رویکرد برای تبیین دستاوردهای انقلاب داریم که در دو جلد کتاب «صعود چهل ساله» آمده است:
- جلد اول (مبتنی بر آمار و فکت): ثابت میکند در تمام زمینهها (اقتصاد، بهداشت، آموزش و…) پیشرفت کردهایم. مثلاً طبق آمار بانک جهانی، فقر در زمان شاه ۴۶ درصد بود و در سال ۹۲ به ۸.۱ درصد رسید (هرچند در دهه ۹۰ متاسفانه دوباره افزایش یافت).
- جلد دوم (مبتنی بر منطق و الگوهای جهانی): این کتاب ثابت میکند ما تا قله تنها «دو قدم» فاصله داریم. با بررسی تاریخ ابرقدرتهای دنیا (مثل هلند، انگلیس، آمریکا)، متوجه میشویم همه آنها ۸ مرحله را طی کردهاند تا به قدرت رسیدند.
مثال هلند و جنون گل لاله:
هلند در مرحله ششم توسعه خود (سختترین مرحله)، دچار تورمهای عجیب شد. پدیدهای به نام «تولیپ مانیا» (جنون گل لاله) رخ داد که قیمت یک پیاز گل لاله به اندازه حقوق ۱۰ سال یک کارگر رسید! اما ۱۵ سال بعد، هلند ابرقدرت جهان شد. چرا؟ چون مراحل اول «سرمایهگذاری» است و مراحل آخر «سوددهی».
تمثیل ساختمان: تفاوت نگاه رهبری و ناامیدان
تصور کنید تمام داراییتان (خانه، ماشین، طلا) را فروختهاید و وام گرفتهاید تا یک ساختمان ۴ طبقه بسازید. هرچه ساختمان بالاتر میرود و تکمیلتر میشود، حساب بانکی شما خالیتر میشود.
در مرحله آخر که ساختمان رو به اتمام است، شما بیپولترین آدم هستید.
- نگاه ناامیدانه: به حساب بانکی خالی نگاه میکند و میگوید: «بدبخت شدیم، پول نداریم.»
- نگاه امیدوارانه (نگاه رهبری): به ساختمان تکمیل شده نگاه میکند و میگوید: «سرمایهگذاری تمام شد، الان وقت بهرهبرداری و رفاه است.»
امروز زیرساختهای کشور (نظامی، علمی، هستهای) تکمیل شده است. ما هزینه دادهایم و اکنون در آستانه بهرهبرداری هستیم. برای همین است که رهبر انقلاب میفرمایند: «به قلهها نزدیک شدهایم؛ امروز روز خستگی و ناامیدی نیست، روز شوق و امید است.»
تغییر استراتژی در مسئله حجاب: از احساسات به علم
در موضوع زنان و حجاب، باید روشهای قدیمی را کنار بگذاریم. رهبر انقلاب قبل از فتنه اخیر به ائمه جمعه فرمودند: «از صحبتهای احساسی درباره حجاب پرهیز کنید. بروید منطق استعماری غرب درباره زن را تبیین کنید.»
کتاب «ناگفتههای صورتی» حاصل این رویکرد است. امروز اگر در جمع دخترانی که کشف حجاب کردهاند، صرفاً آیه و روایت بخوانید، ممکن است گارد بگیرند. اما اگر از «مقالات علمی» صحبت کنید، گوش میدهند.
یکی از پرکاربردترین موضوعات در مقالات علمی دنیا (ISI)، موضوع «شیانگاری» (Objectification) است. حدود ۱۳۰۰ مقاله علمی اثبات میکنند که برهنگی باعث میشود زن تبدیل به “شیء” شود و انسانیت او نادیده گرفته شود. دنیا دارد به سمت پوشش میرود تا جلوی این کالایی شدن را بگیرد.
وقتی با دختران نوجوان با زبان علم و منطق صحبت میکنیم و میگوییم غرب با برهنگی چه بلایی سر هویت زن آورده است، آنها همراهی میکنند. جهاد تبیین یعنی همین؛ تغییر زبان و روش برای اثرگذاری بر ذهن مخاطب.
دعای پایانی
انشاءالله خداوند قلب نازنین امام زمان (عج) را از همه ما راضی و خشنود بگرداند. این پرچم انقلاب را با دستان باکفایت رهبر عزیزمان به دست صاحب اصلیاش برساند و عاقبت همه ما را بعد از عمری جهاد و مبارزه، ختم به شهادت در رکاب حضرت حجت (عج) قرار دهد.
و من الله التوفیق.
