سه کلید بخشش
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «ثَلاثٌ کَفَّاراتٌ: إفشاءُ السَّلامِ، وَ إطعامُ الطَّعامِ، وَ التَّهجُّدُ بِاللَّیلِ وَ النّاسُ نِیامٌ»؛ سه چیز کفّاره (پاککنندهٔ گناه) است: رواج دادن سلام، اطعام مردم، و عبادت در شب، هنگامی که مردم خفتهاند.
این حدیث در منابع روایی ما از طرق گوناگون نقل شده است: در «من لایحضره الفقیه» از وصیت پیامبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام، در «الخصال» از ابن مُنکِدِر و در «مُحاسَنِ برقی» از امام صادق علیهالسلام که پیامبر خاندان عبدالمطلب را گرد آوردند و فرمودند: «افشوا السَّلامَ وَ صِلوا الأرحامَ وَ تهجَّدوا وَ النّاسُ نِیامٌ وَ أطعِمُوا الطَّعامَ… تَدخُلُونَ الجَنَّةَ بِسَلامٍ»؛ یعنی این سه کار، کلید ورود به بهشت با سلامتی و آسایش است. نکتهٔ درخشان حدیث آن است که هر سه کفّاره، عبادتهای اجتماعی یا خلوتانهایاند که به دیگری رحمت میرسانند؛ سلامی که دل میشکند، غذایی که جانی دوباره میبخشد، و سجدهای که در خلوّت شب، آسمان را به گریه درمیآورد.
۲ کفّاره نخست: افشای سلام
سلام در فرهنگ اسلامی تنها یک تعارف نیست؛ پیوندی است الهی و وعدهای به امنیت. قرآن کریم میفرماید: «وَ عِبادُ الرَّحمنِ الَّذینَ یَمْشُونَ فِی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» (فرقان/۶۳). و در آیهای دیگر مؤمنان را به این توصیه میکند که «فَقُولُوا سَلاماً» (بقره/۸۳). حتی یکی از نامهای زیبای خداوند «السَّلام» است و دربان بهشتی، هنگام ورود مؤمنان میگوید: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ» (رعد/۲۴). رسول خدا صلیاللهعلیهوآله سفارش میکردند سلام را میان آشنا و غریبه، شناخته و ناشناخته، رواج دهید تا کینهها از میان برود.
۲.۱ حکایتی از سیرهٔ علما
از علامه سید محمدحسین طباطبایی رحمةاللهعلیه نقل شده که حتی در سختترین روزها، به هر کسی که بر سر راهش قرار میگرفت، پیشاپیش سلام میکرد؛ چه دانشجو، چه کارگر، چه کودکی محله. یکی از شاگردان میگوید روزی به علامه عرض کردم: «آقا شما که مقامتان بالاست، چرا خودتان سلام میکنید؟» علامه لبخندی زد و فرمود: «کدام مقام بالاتر از آن است که خداوند ما را به افشای سلام سفارش کرده باشد؟» سلام راستین، غرور را میشکند و همین شکستنِ خود، شستوشوی دل است.
۳ کفّاره دوم: اطعام طعام
اطعام، سیر کردنِ شکم گرسنه و برآوردنِ نیازِ بینوا است؛ عبادتی که خداوند در قرآن آن را همپایهٔ روزی و شکر میشمارد و در توصیف اهل بهشت میخوانیم: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً. إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً» (انسان/۸ و ۹). آری، لقمهای که با محبت در دهان گرسنهای گذاشته شود، در ترازوی الهی وزنی برای بخشش گناه دارد.
۳.۱ سفرهٔ علما
سیرهٔ بزرگان دین، سفرهٔ علم و افتاءشان را سفرهٔ گرسنگان نیز بود. از امام خمینی رحمةاللهعلیه نقل شده که در ماه رمضان، پس از سحر و عبادت، همسفرهٔ سادهترین مهمانان مینشست و اطعام را تشریفاتی نمیدید، بلکه عبادتی مداوم میشمرد. راویان گفتهاند که حضرت آیتالله العظمی مرعشی نجفی رحمةاللهعلیه سالهای دراز، هر شب سفرهای گسترده در حجره و مدرسه داشت تا طلبههای بیبضاعت و رهگذران گرسنه، به آن پناه برند؛ و میفرمود: «اطعام، سنت پیامبران است.» هر تکه نانی که به دست گرسنهای میرسد، سنگینی گناهان را از دل مؤمن میزداید.
۴ کفّاره سوم: تهجد در شب
تهجد، شبزندهداری برای عبادت است؛ خاستگاه رازوناز عاشقانه با معبود. قرآن کریم، نماز شب را مخصوص پرهیزکاران میداند: «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» (سجده/۱۶) و میفرماید: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» (اسراء/۷۹). در سیرهٔ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امیرالمؤمنین علیهالسلام، برپایی نماز در دل شب تا آنجا بود که پاهای مبارکشان ورم میکرد؛ خدایی که این همه خضوع را میبیند، گناهان بندگان را نیز میبخشد.
۴.۱ شبزندهداری شهیدان
راویان از شهید سید عبدالحسین عمرانی از سرداران سرافراز هرمزگان نقل میکنند که ایشان در شبهای رزم، پس از فرسودگی جسمی و خستگی میدان، با چشمانی خیس به نماز شب میایستاد؛ همراهانش میگفتند صدای گریهاش در دل شب، گوشهای خلوت میساخت. از شهید احمدعلی نیری، فرمانده جوان دفاع مقدس، خاطره است که در دوران اسارت نیز هیچ شبی را بینماز شب نگذراند و در وصیتنامهاش چنین نوشت: «قرآن را فراموش نکنید و سرِ نماز شب، از خدا بخواهید که ما را از ندیدگان قرار ندهد.» اینها همان «التهجّد باللیل و الناس نیام»اند؛ عبادتی که در خلوت شب، بدون آن که چشمی ببیند، توشهٔ پرواز به آسمان فراهم میکند و دل را از زنگار گناه میشوید.
۵ سخن پایانی
پیام پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این حدیث، ترسیم یک مکتبِ عملی است، نه فقط فهرستی از چند عمل مستحب: سلام، پیوند با مردم؛ اطعام، پاسخ به نیاز مردم؛ و تهجد، راز و نیاز با خدای مردم. هر سه، همسو و همافزایند؛ کسی که دلش با سلام به دیگران نرم شود، دستش به سفرههای اطعام دراز میشود و سفرهاش که باز شود، قلبش در سجدهٔ شب، گرمتر از همیشه میتپد. این سه را در برنامهٔ روزانه و شبانهٔ خود بگنجانیم تا هم دلِ دیگران آباد شود و هم دفترِ اعمالمان از گناهانِ ریز و درشت پاک گردد. خداوندی که به قدر لقمهای نان و سلامی ساده و نمازی خستگیناپذیر، کفّارهٔ گناهان وعده داده، مهربانتر از آن است که ما را بیجواب بازگرداند.